رکسانارکسانا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 29 روز سن داره
رادمانرادمان، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره

عروسک خشگل من

مامان رکسانا خانم و آقا رادمان

بدون عنوان

١٩/٦/٩١ عروسک ناز مامان تو امروز وارد 10 هفتگی خودت شدی.ایشالا که 120 ساله بشی و با اومدنت دل مامان رو شاد کنی فندوقیه من . امروز تو یه المه تغییر و تحول داری . از امروز تا یک هفته تو اینجوری هستی عروسک جونم جنین در این زمان جزئیات مشخص‌تری دارد و می تواند دست‌ها، کف دست‌ها و پاهای خود را تکان دهد در این هفته کودک شما اندازه ای معادل 3/8 سانتی متر دارد که اندازه یک میگو و با همان شکل ظاهری می باشد در این زمان ریشه‌های دندان در حال فرم گرفتن هستند. استخوان‌ها رشد می کنند و موها در حال جوانه زدن هستند. پلک‌های او بسته و تا هفته 27 در همین حالت می ماند ولی او می تواند صدای شما را بش...
19 شهريور 1391

بدون عنوان

اینم یه مختصری در مورد 8 هفتگی تو این شکلی هستی عزیز دل مامان. در این مقطع می توان علاوه بر پاها و دستان، چشم‌ها و پلک‌ها را نیز مشاهده کرد اگر می توانستید در این مقطع کودکتان را ببینید، پلک‌ها، نوک بینی و لب بالایی او را تشخیص می‌دادید. او در حال حاضر حدود 8/6 سانتی‌متر طول دارد. در عین حال مغز، نخاع، قلب، کلیه ها، کبد و شکم او نیز شکل گرفته اند. شاهرگ و رگ‌های مربوط به ریه نیز کاملاً قابل تشخیص می باشند. قلب او با ضربانی حدود 2 برابر ضربان قلب شما در حال تپیدن است. در حال حاضر انگشتان دست و پا در هم پیچیده و پوست کاملاً شفاف می باشد بدن شما از طریق دیوارۀ...
11 شهريور 1391

بدون عنوان

١١/٠٦/٩١ سلام عروسک مامان امروز رفتم سونو واسه شنیدن صدای قلبت .نمی دونی دیشب چقدر خواب های چرت و پرت دیدم. وقتی دکتر دستگاهش رو کشید رو شکمم از استرس داشتم می مردم.اخه از یکی از بچه ها شنیده بودم که می گفت 5 ثانیه طول نکشید که صدای قلبش اتاق رو پر کرد.اما هیچ صدایی نیومد .با ناامیدی نگاهی به آرش انداختم و با چشم ازش التماس میکردم چی داره تو اون مانیتور لعنتی می بینه وای خدا که چه لحظه ی پر استرسی بود.دکتر پرسید خوب مشکل چیه ؟واسه چی اومدید ؟من و /ارش با هم گفتیم واسه شنیدن صدای قلبش. دکتر گفت :این که داره خوب قلبش میزنه. وای خدا یا شکرت.خدایا شکرت     ه...
11 شهريور 1391

بدون عنوان

هفته هشتم فندوقی من دیروز با هم رفتیم تو هفته ی هشت بارداری. دل تو دلم نیست شنبه بشه و برم سونو و تالاپ تولوپ صدای قلبت رو بشنوم. معده درد خیلی اذیتم میکنه.یه جوریه دلم.اما تصدقت بشم .تو ناراحت نباشی ها .همه اینا رو دوست دارم و بهتر از اینا با تو بودن رو.وای  قربونت برم فکرشو بکن سال دیگه این موقع تو بغل منی .بغل من. دعا کن عروسکم واسه خودت واسه من بابایی. دعا کن زندگی مون بهشت بشه فندوق مامانو اگه بدونی چقدر دوست دارم و منتظرتم.واییییییییییییی الهی شنبه با یه آلمه خبرای خوب بیام. ...
9 شهريور 1391